بی شک از سلسله ی موی تو دامی گیرتر

هرگز از وسوسه چشم هوس بار تو هم پاگیرتر

جام و پیاله از قرمز لب های تو پر تاثیرتر

من نمی خواهم یافت


ناز، بسیاری و از غمزه رفتار تو پر آشوب تر

مست و خود خواهی و از سلطه شاهانه تو پاکوب تر

قیمت جان خواهی و از عشق تو مرغوب تر

خوش سخن می خوانی ام، نوایی از نوای تو محبوب تر

من نمی خواهم یافت


هیزم خشک نگاهم بهر گرمایی از این پر سوزتر

هوش بر باد رفته ام را سوی بیراهه ای از جذبه تو مرموزتر

گام های شل و بی اراده ام را در مسیری از به دست آوردنت پردوزتر

من نمی خواهم یافت


و نمی خواهی یافت

برده ای گوش به فرمان تر و از این رام تر

خانه از این قلب دیوانه پر استحکام تر

پخته در گرمای سوزان تو از این خام تر

عاشقی پر شورتر از موج و از دریا نیز آرام تر

و زبانی از زبان دل شیدایی من شیرین کام تر